![]() |
![]() |
|
| هرچی آرزوی خوب مال تو هرچی که خاطره داری مال من |
|
فکر می کردم دیروزه اما مثل اینکه امروزه. نمی دونم هیچی یادم نمی یاد. تنها چیزی که می دونم اینه که حالا شد یک سال. یک ساااااااااااااااااااااااااااال؟ باورت می شه؟ راستش و بگم؟ نه!!! مثل یه خواب می مونه. کاش از این خواب بیدار شم. کاش این کابوس تموم شه. اما...
هی... آخرین شب، آخرین ما ، آخرین تو. حاضرم همه چیزم و بدم یه بار دیگه تکرار شه. یه بار دیگه تو رو خدا. التماست می کنم. فقط یه بار. فقط... آه... قسم خوردی میایی تو رفتی و سکوتت من و تو و جدایی حرفم نمی یاد. دیگه چیزی واسه گفتن ندارم. ساکت تر از همیشه. خاموش تر از همیشه. در انتظار یک سوار بی غبار. چشم دوختم به درخت خاطرات تو و من... دوستت دارم همیشه و هنوز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:45 توسط alika |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من بد بودم،
اما بدی نبودم، از بدی گریختم، دنیا مرا نفرین کرد و سال بد در رسید... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|