![]() |
![]() |
|
| هرچی آرزوی خوب مال تو هرچی که خاطره داری مال من |
|
- که چی؟ این کارا رو می کنی که چی؟ تو که می دونی؟ - من چی و می دونم؟ - خودت و به خریت نزن. - کار دیگه ای بلد نیستم. - بلدی خودتم خوب می دونی. - آره بلدم اما نمی خوام. می خوام ... - می خوای چی؟ - ولش کن. - امان از دست تو پسر. - مستقیم!!! ... - مرسی آقا پیاده می شم. - ولی خیلی نامردی پسر، خیلی. - می دونم عزیز می دونم. - یک ماه نیمدی، می دونی؟ - آره ، هی، خودمم دلم گرفته ، اما؟ - اما نداره. - حق با تو، ببخش. آقا یه بلیط بده!!! ... - تا کی؟ - تا نداره. - خوب؟ - تو دیگه چرا این و می گی؟ - زی زی. - نه زر زر نیست. قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد. - چرا؟ - چون ...!!! بی خیال. - بعدش چی؟ - به بعدش فکر نمی کنم. - چی شده همیشه که فقط به بعد فکر می کردی. - زمونه عوض شده عزیز. زمونه عوض شده. روزگار غریبی است نازنین روزگار غریبی است...!!! - می دونی که تو هم باید عوض شی؟ - آره، آره خوب می دونم. برادرجان برادر جان نمی دونی چه سخت دربدر بودن...!!! - این و بلد نیستم، تن تو ظهر تابستون و بیادم می یاره... - رنگ چشمای تو بارون و بیادم می یاره... ... - می دونی فقط یه چیز واسم مهم. همین و بس. نمی خوام، نمی خوام ... - نمی خوای چی ؟ - هی ، چو دانی و پرسی سوالت خطاست. - چقدر دیگه مونده؟ - یکی دوتا دیگه. - یادته که چه قولی دادی؟ - مگه می شه یادم بره. تو هم که یادته چی گفتی؟ - زی زی ، نه یادم نیست. - نامرد ، خودت گفتی ، حداقل ... - نه خفه شو. ... - رسیدیم. - قفا؟ - نیکی و پرسش. واسا من یه چیزی بخرم. چقدر شد آقا؟ - 1100 تومن. - بفرمایید. بریم. ... - اینجاست. - من از تو بهتر می دونم. اول چشمات و پاک کن. دوم زی زی زیادی موقوف. سوم بیشتر بما سر بزن. - نامرد آخه مگه تو میای!!! - هـِ ...!!! - مشتی ما مخلصتیم همه جوره چه بیای چه نیای. - زی زی. فکر کن البته اگه عقل داری که نداری می دونم دیوونه ای، خری ، نه خر نیستی خودت و به خریت می زنی اما قبلا هم گفتم ... - آره گفتی ، اما " آدم نشوم جان پدر". می دونی یه چیز مهمه ، فقط ...!!! خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 13:22 توسط alika |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من بد بودم،
اما بدی نبودم، از بدی گریختم، دنیا مرا نفرین کرد و سال بد در رسید... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|